مشخصات عمومي و كلي موليبدن

مشخصات موليبدن


نام موليبدنيم Molybdenum از واژه يوناني (Molybdos) به معني شبيه سرب گرفته شده است. زيرا موليبدنيم به صورت آزاد درطبيعت يافت نمي‌شود. فراواني موليبدنيم در پوسته زمين 007/0% مي باشد.
موليبدنيم فلزي است به رنگ سفيد متمايل به خاکستري يا سفيد- نقره‌اي با نماد Mo، عدد اتمي 42، وزن مخصوص 22/10 گرم بر سانتي متر مکعب، سختي 5/5 در مقياس موس، خيلي سخت، داراي بيشترين نقطه ذوب در بين عناصر، نقطه جوش 4612 درجه سانتيگراد و نقطه ذوب 2617 درجه سانتي گراد. موليبدنيم در گروه 6(VI) جدول تناوبي به عنوان Transition Metals بوده و در دوره 5 قرار دارد.
عنصر موليبدنيم بعنوان يك عنصر انتقالي داراي ظرفيت هاي 2،3،4،5،6 بوده و داراي خاصيت كالكوفيلي و سيدروفيلي است.
در حالت توده اي اين عنصر داراي خواص فلزي تيپيك و رنگ سفيد نقره اي درخشنده بوده و درحالت پودري موليبدن به رنگ خاكستري تيره است.

 

آلياژها

:90 % موليبدنيم در تهيه آلياژهاي با مقاومت بالا و فولادهاي ويژه استفاده مي‌شود که در صنايع مربوط به سرعت هاي زياد، ضد زنگ، آلياژهاي مخصوص، صنايع هوايي، در فضاپيما و بخشهاي موشك و ريخته گري استفاده مي شود.
آلياژهاي حاوي Mo ويژه مانند Hastelloys، مقاومت بالايي در برابر گرما و خوردگي دارئد.موليبدن بيشتر بعنوان فلز آلياژي در فولاد، آهن ريخته گري و ابرآلياژها به منظور افزايش سختي پذيري، مقاومت، شدت و مقاومت در برابر زنگ زدگي استفاده مي شود. بيش از 80 درصد از آندهاي اشعه X چرخشي كه اخيراً در كلينيك هاي تشخيص طبي بكار برده مي شوند از آلياژهاي موليبدن تشكيل شده اند.
در منابع دما بالا، موليبدن با ابر آلياژهاي آهن، نيكل و كبالت، سراميك و ساير فلزات ديرگداز (تنگستن، تانتاليوم و نيوبيوم) رقابت مي كند. ابرآلياژها را مي توان در دماهاي تا 1200 درجه سانتي گراد استفاده نمود. تركيبات موليبدن بخصوص آلياژهايي كه توسط كاربيد سخت شده اند و موليبدن روغن كاري شده با سيليكات پتاسيم تا دماي 1800 درجه سانتي گراد مقاومت دمايي و خصوصيات خزشي از خود نشان مي دهند. مقاومت اين عنصر در برابر اكسيداسيون همواره بايست مورد توجه قرار گيرد.

 

كاتاليزور :

موليبدن به عنوان يك كاتاليزور در صنعت نفت بخصوص دركاتاليزورهايي براي جابجايي سولفورهاي آلي از محصولات نفتي استفاده مي‌شود.
 

هسته‌اي :

موليبدن در صنعت ايزوتوپ هسته‌اي استفاده مي‌شود.
 

مصارف شيميايي :

موليبدن به عنوان رنگدانه از قرمز- زرد تا نارنجي قرمز روشن در رنگ سازي، جوهرها، پلاستيك‌ها و صنايع لاستيك استفاده مي‌شود. دي سولفايد موليبدن يك روان‌كننده(روغن) يا گريس خوب در دماهاي بالاست.
 

الكترونيك :

موليبدن در كاربردهاي الكترونيك بخصوص در هدايت لايه‌هاي فلزي در ترانزيستور نازك فيلم استفاده مي‌شود. در گذشته موليبدنيم در صنعت لامپ كاربرد داشت. امروزه اين عنصر كاربرد بسيار وسيعي داشته و اهميت اين ماده رو به فزوني است.
المنت هاي گرمايشي، محافظ هاي تشعشع حرارتي و ابزارهاي كوره ساخته شده از موليبدن در پرس هاي ايزوستاتيك گرم، كوره هاي sintering جهت صنعت سراميك و در كوره هاي تصفيه دمايي استفاده مي شوند. نوارهاي موليبدن در فرآيندهاي الكتريكي (بعنوان مثال در لامپ هاي هالوژن) كاربرد دارد. مقاومت دمايي بالا و ضريب انبساط گرمايي پايين موليبدن در اين نوع كاربرد از اهميت بالايي برخوردار است.
كاربردهاي موليبدن در صنايع الكترونيك رو به گسترش است. ديسكهاي موليبدني در صفحات پايه و سينك هاي حرارتي جهت انتقال نيرو و يكسو كننده هاي سيليس استفاده مي شوند.
موليبدن همچنين يك عنصر پراكنده شده در عناصر ديگر جهت ابزار الكترونيكي است كه عمدتاً جهت هم نهشت فيلم هاي MoSi از تارلت هاي موليبدن و سيليسيوم با درجه خلوص بسيار بالا استفاده مي شود.
با يك پوشش نازك از تنگستن رنيوم بر سطح موليبدن، باردار شدن اين عنصر افزايش مي يابد. رنيوم در تنگستن و موليبدن اثر مشابهي در افزايش خمش پذيري و كاهش حساسيت در مقابل استرس هاي دمايي مي گذارد. لحيم كردن يك ديسك گرانيتي ضخيم بر پشت يك تارگت، ظرفيت دمايي و ساطع كردن آنرا افزايش مي دهد.

 

شيشه سازي :

موليبدن در مقابل خوردگي توسط بيشتر شيشه ها مقاوم است و لذا بعنوان ماده الكترودي در كوره هاي ذوب شيشه به كار برده مي شود. شيشه هايي كه در چنين كوره هايي تهيه مي شوند از كيفيت بالاتري نسبت به شيشه هاي توليد شده در كوره هاي سوختي برخوردار است و همچنين فرايند توليد شيشه با استفاده از موليبدن مقبوليت زيست محيطي بيشتري دارد.
بوته هاي آزمايشگاهي كه جهت ذوب شيشه استفاده مي شوند يا بوته هايي كه در توليد بلورهاي sirigle sapphire بكار برده مي شوند، بايستي در مقابل دماي تا 2100 درجه مقاومت داشته باشند.
اين عنصر نسبت به سراميك از failure tolerance و چكش خواري بيشتري برخوردار است و از تانتاليوم و نيوبيوم ارزانتر مي باشد.
80 درصد موليبدن در دنياي غرب در صنايع آهن و فولاد مصرف مي شود. بين مصارف متالورژيك غير فلزي و مصارف شيميايي اين عنصر تعادل وجود دارد. عموماً ارزش نقدينه توليد غير اوليه بسيار پايين تر از هزينه توليد اوليه معدني اين عنصر است. نخستين قسمت خط توليد موليبدن كه در تعامل با بازار است، توليد اوليه است.
صنعت موليبدن داراي ظرفيت مازاد قابل توجهي است. در طول سالهاي اواخر دهه 70 و اوايل دهه 80، 50000 تن ظرفيت توليد اوليه ثابت معادن بود و بر اساس انتظارهاي غير واقعي از بازار تقاضا، نتيجه اين امر به اضافه رشد پيوسته توليد جانبي و پيدايش چين بعنوان توليد كننده اين بود كه ظرفيت توليد جهان غرب به بيشتر از 125000 تن رسيد. در حاليكه تقاضاي كشورهاي غربي در 1989 شامل صادرات به كشورهاي بلوك شرق تنها 95700 تن بود.

 

مولیبدن (Mo)

بيولوژي و تأثيرات زيست محيطي


گياهان و خاكها نياز بسيار كمي به موليبدن دارند و گاهي آنها به علت كاهش موليبدن بي‌ثمر(بدون ميوه) مي شوند.
موليبدن درگياهان و جانوران عموماً در حد p.p.m است. در گياهان، موليبدنيم از طريق اثبات نيتروژن و احيا نيترات و در جانوران، موليبدنيم از كاهش Purine و تشكيل اسيد اوريك ايجاد مي‌شود. در بيشتر جانوران، اضافه كردن مقدار كمي موليبدن به رژيم غذايي، باعث افزايش رشد مي‌شود. موليبدن در رژيم غذايي گياهي بسيار مهم است و در برخي آنزيم‌ها مانند Xanthine Oxidase يافت مي‌شود.

مولیبدن (Mo)

 

تأثيرات زيست محيطي


غبارهاي موليبدنيم و مواد مركب حاوي موليبدن اگر به صورت ماده خوراكي خورده شوند و يا استنشاق شوند (مانند اكسيد 3 ظرفيتي موليبدنيم و موليبدات محلول در آب) ممكن است مسموميت كنندگي جزئي ايجاد كند.
تستهاي آزمايشگاهي موليبدنيم در مقايسه با فلزات سنگين، موليبدنيم را به صورت فلزي با خاصيت مسموم كنندگي نسبتاً كم پيشنهاد مي‌كند.

 

بيماري هاي ناشي از قرار گيري در معرض موليبدنيم:

كبد،‌ زخم معده، اسهال، تشنج، نابينايي، لاغري، بيماري نازكي استخوان (Osteoporosis) و در نهايت نارسايي قلبي مي‌باشد. موليبدن باعث كاهش رشد در پستانداران منجمله انسان مي‌شود.
پتانسيلي براي قرار گرفتن در معرض موليبدن در عملكرد استخراج و پالايش وجود دارد كه مانند صنعت شيمي است اما داده‌ها هيچ موردي از اثرات زيان‌آور آن را گزارش نكرده‌اند. تاكنون هيچ گونه مسموميت حاصل از معدن كاري و فرآوري موليبدن گزارش نشده است.
مواد مركب محلول در آب مي‌تواند خاصيت مسموم كنندگي كمي داشته باشد كه آن را به صورت نامحلول در آورد مانند دي سولفيد موليبدن چرب (روان ) كه تصور مي‌شود غير سمي باشد.
آهك باعث تغييراتي در سطوح كادميوم و فلزات با فراواني كم در خاك مي شود و باعث رخنمون موليبدنيم با فراواني كم مي‌شود.
بر طبق قوانين OSHA ماكزيمم مقدار قرارگرفتن در معرض موليبدن 8 ساعت در روز و 40 ساعت در هفته با مقدار موليبدنيم 15 گرم در متر مكعب است. همچنينNIOSH، محدوده قرارگيري در معرض موليبدن را 5000 ميلي‌گرم بر متر مكعب عنوان مي‌كند.
مهار تخليه موليبدن به محيط زيست در دهه 1990 به شدت افزايش يافته است. در ايالات متحده محدوديت هاي تخليه موليبدن به محيط زيست در مقياس ايالتي يا محلي اجرا مي شود در حاليكه در اروپا اين محدوديت ها در سطح ملي است.
ورود مقادير زياد موليبدن به محيط زيست مي تواند مشكلات عديده اي را باعث شود. اين مشكلات بخوبي شناخته شده اند و در بيشتر موارد به آساني قابل حل مي باشند.
به نظر مي رسد كه گياهان مي توانند تمركز هاي موليبدن در حدود يك صد پي پي ام را تحمل كنند. بعضي از گياهان نظير جوانه گندم و شبدر، وقتي در خاك هاي غني از موليبدن رشد مي كنند، داراي تمركزهاي بالايي از اين عنصر هستند. براي جبران كمبود موليبدن مي توان آن را به كودها افزود. كمبود موليبدن، از كيفيت محصولات كشاورزي نظير مركبات، مي كاهد. موليبدن در ميزان هاي كم براي تغذيه حيوانات ضروري است، اما چنانچه ميزان آن زياد باشد، بسيار سمي است. احشامي كه در چراگاه هايي كه ميزان موليبدن در آنها بيش از 10 تا 20 ميلي گرم در كيلوگرم است، چرا مي كنند، به بيماري موليبدنوسس مبتلا مي شوند. اين بيماري موجب كم اشتهايي، اسهال و درد مفاصل و گاهي مرگ مي شود. كمبود موليبدن با افزودن مس به محيط رفع مي شود. بيشتر موارد بيماري موليبدنوسس، در مناطقي كه موليبدن آنها به طور طبيعي بالاست يا به طرف پايين دست رودخانه هاي حاوي موليبدن گزارش شده است. در مناطقي كه خاك مرطوب و ماده آلي آن زياد است، فلزات در آنجا تثبيت شده و جزئي از خاك مي شوند. خاك هاي مرطوب عناصر فلزي را در خود متمركز مي كنند و آب موجب افزايش ميزان پراكندگي موليبدن در حل مي شود.

پساب:

تركيبات محلول موليبدن هنگام ورود به آب شيرين، آب شور يا وسايل تصفيه فاضلاب مي تواند مسموميت كم تا متوسط ايجاد كند. در ايالات متحده دستورالعمل هاي مربوط به موليبدن جهت برخي گروه هاي صنعتي وضع شده است. اين دستورالعمل ها مربوط به صنعت بوده و ارتباطي با مسموميت ندارند. محاسبه حدود تخليه بر اساس نرخ توليد فرايند انجام مي شود. EPA تاكنون هيچگونه محدوديتي جهت تخليه صنعتي موليبدن و همچنين هيچ استانداردي در زمينه موليبدن موجود در آب شرب و آب رودخانه وضع نكرده است.

گازهاي متصاعد شده:

تركيبات موليبدن بعنوان اجزاء گازهاي بروندمي پروسه در نظر گرفته نمي شوند. كنترل تركيبات موليبدن در گازهاي بروندمي توسط ابزارهاي استاندارد صورت مي گيرد، بعنوان مثال bay houses، سيلكون ها و شوينده ها. حد مجاز تركيبات نامحلول موليبدن در كارگاههاي ايالات متحده 10 ميلي گرم بر متر مكعب تعيين شده است. در حاليكه حد مجاز تركيبات محلول موليبدن 5 ميلي گرم بر متر مكعب است. در كشورهاي ديگر اين حدود ممكن است متفاوت باشد. در قوانين ايالات متحده، تري اكسيد موليبدن، بعنوان يك ماده شيميايي مسموميت زا محسوب مي شود.
 

مواد زائد جامد:

در اتحاديه اروپا و ساير كشورهاي اروپايي ميزان موليبدن لجن زباله، كه بعنوان كود استفاده مي شود، تحت كنترل قوانين زيست محيطي است. در ايالات متحده، EPA قوانيني در مورد كاربرد شيرابه زباله ها در كشاورزي و محتواي فلزي آن وضع كرده است. زباله هاي صنعتي در آمريكا و اتحاديه اروپا از نظر ميزان موليبدن تحت كنترل نيست.
هلند، قوانيني در مورد ناخالصيهاي موليبدن خاك و آب زيرزميني وضع كرده است. آلوده كننده ها در دو گروه سياه و خاكستري ليست شده اند.
مواد شيميايي كه در ليست سياه قرار دارند مانند موليبدن بسيار سمي بوده، از نظر زيست محيطي مورد توجه مي باشند در بافت هاي بدن تجمع حاصل مي كنند.
تا كنون در مورد تأثير موليبدن بر احشامي كه در مراتع موليبدن بالا چرا مي كنند، مطالعات گسترده اي صورت گرفته است. محافظت از محيط زيست، در اين مورد نخست شامل تشخيص كاربري زمين و سپس تعيين استراتژي مناسب كنترل اثرات زيست محيطي موليبدن مي باشد. بعنوان مثال تصفيه خاك حاوي شيرابه زباله بايست صورت گيرد تا ميزان موليبدن خاك از 10 ميلي گرم بر كيلوگرم تجاوز ننمايد. آهك دادن خاك، بعلت افزايش حلاليت موليبدن در PH قليايي، تجمع موليبدن در لايه زير سطحي خاك را كاهش مي دهد. بعلت ضديت بيولوژيك مس و موليبدن رژيم غذايي حاوي مس در احشام، اثر مسموميت ناشي از موليبدن را كاهش مي دهد. بدين منظور لجن هاي زباله حاوي موليبدن بالا معمولا حاوي ميزان بالايي مس مي باشند. لجن هاي حاوي كمتر از 50 ميلي گرم بر كيلوگرم ( بر اساس وزن خشك ) موليبدن، براي كاربري بلند مدت زمين با نرخ افزايش Kg/ha 10000 قابل قبول مي باشند.

 

مسموميت زايي:

تركيبات موليبدن، چه از نظر تاثيرات كلينيكي مشاهده شده و چه از نظر آسيب شناسي بافت ها، مسموميت كمي را موجب مي شود. مسموميت بطور اوليه با تركيبات محلول موليبدن همراه است. بعنوان مثال خوردن و يا استنشاق دي سولفيد موليبدن غير محلول و موليبدات كلسيم غير محلول توسط موش صحرايي يا خوكچه هندي، منجر به بروز هيچگونه مسموميت پاتولوژيك مهم نگرديد.
 

تغذيه انسان:

موليبدن يك عنصر ردياب مهم است. گياهان بنشني جهت تثبيت باكتريايي نيتروژن به موليبدن نياز دارند. در حيوانات و انسانها اين عنصر بعنوان كوفاكتور آنزيم هاي اكسيد از زانتين ( كه زانتين را با اسيد اوره، اكسيد مي كند) و اكسيد از آلدهيد، عمل مي كند. تقريباً 75-25 درصد موليبدن موجود در رژيم غذايي توسط دستگاه هاضمه جذب شده و به سرعت توسط ادرار دفع مي گردد. نيمه عمر بيولوژيك اين عنصر براي انسان بدرستي تعيين نشده است، اما بيشتر موليبدن جذب شده در طول چند روز يا هفته دفع مي شود. داده هاي حيواني نشان مي دهند كه متابوليسم تركيبات موليبدن با متابوليسم تركيبات مس و گوگرد ارتباط تنگاتنگ دارند.
در ايالات متحده ميزان نرمال ورودي موليبدن از طريق تغذيه در حدود mg/day 500 – 100 تخمين زده شده است. در سبزيجات پهن برگ، تمركز موليبدن بالاست ( تا mg 5 وزن مرطوب )، حبوبات با ريشه قابل خوردن، موليبدن كمي دارند (mg 1 وزن مرطوب ) در مورد تجمع موليبدن در ارگانيسم انساني و يا حيواني در طول چرخه زندگي، تاكنون مطالعاتي صورت نگرفته است.
در سال 1966 براي نخستين بار رابطه كمبود موليبدن و سرطان مري گزارش شد. اين بيماري در مناطقي كه از سبزيجات رشد كرده در خاكهاي كم موليبدن تغذيه مي نمايند، فراواني بيشتري دارد. همانگونه كه در 1981 گزارش شد، مطالعات و بررسي ها در چين رابطه بين ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان مري و محتواي موليبدن، روي، منگنز، سيليس، نيكل، آهن، بيموت و يد حبوبات و آب آشاميدني را نشان داد. ميزان موليبدن موجود در سرم خون، مو و ادرار ساكنان مناطق پر خطر كمتر از مناطق، كم خطر بود. مدلهاي حيواني كه نشان دهنده اثر موليبدن در سرطان زايي مري، معده و پستان مي باشند در آزمايشگاه ها ساخته شده اند.

 

مسموميت زايي در انسان:

گزارش ها در مورد مسموميت ناشي از موليبدن در انسان بسيار نادر است. در مطالعاتي كه در 1961 در منطقه اي در آمريكا با خاك حاوي 77 ميلي گرم در كيلوگرم موليبدن و 39 ميلي گرم در كيلوگرم مس، انجام شد، شيوع بيماري نقرس گزارش شد. مصرف روزانه موليبدن 15 – 10 ميلي گرم و مس 10 – 5 ميلي گرم برآورد شد. بررسي ها، شيوع جابجايي نقرس مانند مفاصل، افزايش اسيد اوره خون و افزايش دفع اسيد اوره در ادرار، را نشان دادند. نتايج بدليل فقدان داده ها در مورد جمعيت مورد مطالعه و انتخاب نمونه ها به سختي قابل ارزيابي است. علاوه بر آن گروه كنترل تنها از 5 نمونه تشكيل شده بود.
در بررسي ديگري كه در منطقه موليبدن بالاي ديگري در شوروي سابق انجام گرفت، تغييرات بيولوژيكي در جمعيت مورد مطالعه شناخته نشد. احتمالا مصرف بيشتر مس طبيعي انسان را در مقابل خطرات ناشي از موليبدن در امان نگرمي دارد. مطالعات حيواني، تضاد بين موليبدن و مس را نشان مي دهند.
مطالعه چهار نفر در هند با مصرف رژيمي بين 160 تا 2450 ميكروگرم در روز، افزايش متابوليسم مس را نشان داد. اگر چه در اين آزمايشات هيچ گونه اثري در دفع ادراري اسيد اوره تشخيص داده نشد.
بر اساس مطالعات بالا Mertz بيان داشت كه مصرف روزانه بيش از 10 ميلي گرم موليبدن براي سلامتي انسان مضر است. اما مصرف تا 5/1 ميلي گرم در روز هيچگونه اثر مشهودي بجز افزايش دفع مس در ادرار ندارد.
با مصرف روزانه 560 ميكروگرم، مس ادرار افزايش مي يابد اما هنوز در محدوده طبيعي است. در انسانهاي بزرگسال با مصرف مس نرمال ( mg/d 5/2 – 5/1 )، مصرف موليبدن رژيمي 5/0 تا 1 ميلي گرم در روز مضر نيست. بر اساس مطالعات انجام شده توسط آكادمي ملي علوم ايالات متحده در مناطقي كه ميزان موليبدن در رژيم غذايي كافي است و هيچگونه مسموميت موليبدن در انسان مشاهده نشده است، ميزان بي مخاطره مصرف موليبدن 5/0 – 15/0 ميلي گرم در روژ تعيين شده است.

 

مسموميت در جانوران :

بيشتر مشاهدات مربوط به مسموميت زايي موليبدن بر اساس داده هاي حيواني انجام شده است. افزايش موليبدن در غذاي احشام موجب بروز بيماريهاي حاد همچون اسهال، كم خوني، لاغري بعضاً منجر به مرگ مي گردد. اين بيماري ها، نخستين بار در 1938 در منطقه اي بنام چراگاه Teart در سامرست انگلستان، گزارش گرديد. تا سال 1943 بيماري Teart با مصرف مقادير زيادي سولفات مس، درمان مي شد. علايم مسموميت زايي موليبدن بطور اوليه به كمبود مس در حيوانات آزمايشگاهي مربوط مي شود. پس از قرار گيري طولاني مدت در معرض موليبدن، مو رنگ و نرمي خود را از دست داده و تحرك كم در حيوانات توسعه مي يابد. در مراحل بعدي ممكن است متابوليسم فسفر مختل شده و پوكي استخوان و اختلالات مفصلي بروز كند.
در بره هاي جوان كه در چراگاه هاي با موليبدن بالا چرا مي كنند، اختلالات استخواني و جابجايي مفاصل كه به نام فرورفتگي كمر شناخته مي شودف بروز مي كند در گوسفند ها نيز سخت شدگي پشم و اسهال مشاهده مي شود. كمبود مس، مقاومت بره ها را در مقابل بيماريهايي نظير آنفولانزا كاهش مي دهد. شواهد نشان مي دهند كه حيوانات اهلي در مقابل مسموميت ناشي از موليبدن، بسيار حساس هستند. در اسبهائي كه در مراتع چرا مي كنند هيچگونه علايم مسموميت مشاهده نمي شود. خرگوشها، خوكچه هاي هندي، موش خرما، خوك و مرغ نسبتاً در مقابل مسموميت موليبدن مقاوم هستند.
بعلت تنوع نتايج، داده هاي موجود در مورد ميزان بي خطر مصرف موليبدن در حيوانات، از قطعيت بالايي برخوردار نيست. معمولاً حد بي خطر 5 تا 10 گرم در تن موليبدن در مراتع در نظر گرفته مي شود. علايم باليني مسموميت در اثر موليبدن يا موليبدنوسينر بطور اوليه بعلت كمبود مس بروز مي كند. اين حقيقت با كاهش علايم موليبدنوسينر پس از مصرف افزودني هاي مس تأئيد شده است.
در برخي مناطق كه مراتع از مس فقير هستند و موليبدن به اندازه طبيعي وجود دارد، نيز ممكن است موليبدنوسينر بروز كند. در سمت ديگر، در مراتعي كه داراي مس بالا هستند جهت جلوگيري از مسموميت ناشي از مس، افزودني هاي موليبدن لازم است.
در آزمايشهاي دقيق ميزان Ldso پايين ( به معني مسموميت بالا ) براي تركيبات موليبدن تعيين شده است. برخي از موارد نشان دهنده Ldso پايين، بعلت تغذيه طولاني مدت رخ مي دهد. بعنوان مثال، Ldso دهاني در موشها براي تري اكسيد موليبدن 125 ميلي گرم در كيلوگرم تعيين شده است كه نشانه مسموميت زايي بالا مي باشد. اين ميزان بر اساس مطالعات تغذيه 44 روزي به ثبت رسيده است. Ldso دهاني دقيق تري اكسيد موليبدن، با درجه خلوص بالا، در موشها بين 2960 تا 3520 ميلي گرم بر كيلوگرم تعيين شده است.

 

بهداشت حرفه اي:

در مورد قرار گرفتن صنعتي در معرض موليبدن مطالعاتي در شوروي سابق انجام گرفته است. در مطالعه اي كه در 1963 انجام گرفت، از ميان 19 كارگري كه در معرض موليبدن فلزي يا اكسيد آن قرار داشتند، سه مورد ذات الريه گزارش شد. در زن 44 ساله اي كه به مدت 5 سال در معرض mg/m3 3 – 1 موليبدن قرار داشت و همچنين مرد 44 ساله اي كه به مدت 4 سال در معرض mg/m3 19 – 6 موليبدن قرار گرفته بود، علايم اوليه ذات الريه با Ray – X تشخيص داده شد. مرد 34 ساله اي كه به مدت 7 سال در معرض mg/m3 19 – 6 از اين عنصر قرار داشت، ذات الريه توسعه يافته مشاهده شد.
در مطالعه اي ديگر 73 كارگر يك كارخانه مس موليبدن و 10 نمونه كنترلي، مورد بررسي قرار گرفتند. كارگراني كه در معرض بيشترين موليبدن قرار داشتند، بيشترين ميزان اسيد اوره در خونشان مشاهده شد. خون 34 مورد از 37 موردي كه از درد مفاصل رنج مي بردند، حاوي اسيد اوره بالا بود. ميزان دقيق اسيد اوره در اين مطالعه مشخص نشد و همچنين ميزان تمركز موليبدن.
در بررسي ديگري كه روي 85 كارگر يك كارخانه مس موليبدن واقع در kadzaran شوروي سابق انجام شد افزايش اوره خون نيز گزارش گرديد. در خون اين افراد، تمركز بالايي از بيلي روبين، گلوبولين ها و كلسترول مشاهده گرديد. در مطالعه 500 كارگر يك معدن موليبدن و مس در روسيه علايم نامشخص تغييرات سيستم اعصاب مركزي گزارش شد. سطح غبار موليبدن معادن در برخي موارد تا 10 تا 100 برابر بيش از 6 ميلي گرم در متر مكعب مي رسد.
اثرات قرار گيري در معرض موليبدن در 25 كارگر مرد ] با متوسط سني 3/28 سال ( بين 19 تا 44 ساله ) و متوسط سابقه كاري 4 سال (بين 5 تا 20 سال ) [ يك كارخانه تشويه در دنور كلرادو، جائيكه سولفيد موليبدن به اكسيدهاي موليبدن تبديل مي شود، مورد مطالعه قرار گرفت. در اين كارخانه، تمام غبار موليبدن جمع شده ظرف 8 ساعت كار، جمع آوري شد و 47/9 ميلي گرم بر متر مكعب. موليبدن محاسبه گرديد. ميزان غبار قابل تنفس موليبدن در پايه كوره mg/m3 02/1 و ميزان ورودي موليبدن به بدن mg 2/10 در روز محاسبه شد. موليبدن در ادرار و پلاسماي كارگران بالاتر از گروه كنترل بود. به استثناي برخي گزارشهاي باليني، افزايش سروپلاسماي سرم خون و افزايش نسبي اسيداوريك سرم خون كارگران رخ داد، متوسط اندازه گيري ها در بين حد نرمال گروه كنترل بود. در اين كارگران هيچ گونه نقرسي مشاهده نشد. مس موجود در خون 13 كارگر از بين 14 كارگر در حد نرمال بود.
در ايالات متحده قوانين زيست محيطي، حد مجاز در معرض قرارگيري موليبدن ( PELS ) در محيطهاي كاري را mg/m3 5 براي تركيبات قابل حل موليبدن وضع كرده اند. ACGIH حد آستانه اي (LVS) تركيبات محلول و غير محلول موليبدن را 5 و 10 ميلي گرم بر متر مكعب تعيين كرده است.

 

مولیبدن و تغذیه

موليبدن يك ماده غذايي ضروري براي بدن انسان ها و حيوانات است . موليبدن معمولا در كبد ، كليه ، غده آدرنال و استخوان متمركز است . لازم به ذكر است كه موليبدن به عنوان يك جزء سازنده چندين آنزيم ايفا نقش مي كند . 1- سولفات اكسيداز كه در واكنش ها و متابوليسم هاي آمينو اسيدهاي سولفوردار نقش دارد.

2- گزانتين اكسيداز كه در اكسيداسيون پيورين و پيريميدن و توليد اسيد اوريك نقش دارد.

3- آلدهيد اكسيداز كه در اكسيداسيون آلدهيدها ايفاي نقش مي كند .

كمبود موليبدن

كمبود موليبدن به ندرت اتفاق مي افتد و در صورت ایجاد کمبود ، اختلالات شديدي را به همراه دارد. در صورت نبودن سه آنزيم موليبدن ، ناهنجاري هاي متابوليكي در كوفاكتور موليبدن ظاهر و مشخص مي شود . هر دو كمبود موليبدن و ناهنجاريهاي متابوليكي با دفع غيرعادي متابوليت هاي سولفور و كاهش غلظت اسيد اوريك و افزايش دفع هيپوگزانتين و گزانتين از بدن همراه است .

عدم وجود سولفيت اكسيداز در اختلالات متابوليكي منجربه مرگ در سنين پايين ميشود.

مقدار توصیه شده روزانه

ميزان مصرف موليبدن براساس واحد ميكروگرم / روز به شرح زير است :

1- سن 6-0 ماهه مقدار 30-15 ميكروگرم / روز

2- " 12-6 " 40-20 "

3- " 3-1 ساله 50-25 "

4- " 6-4 " 70-30 "

5- " 10-7 " 150-50 "

6- جوانان و بزرگسالان 250-75 "

متوسط ميزان جذب موليبدن براي افراد بالغ در دامنه حدود 240-75 ميكروگرم / روز است . كه اين دامنه در افراد با وزن هاي متفاوت مختلف است .

منابع غذايي :

از جمله منابع غني از موليبدن مي توان به غلات ، دانه هاي گياهي ، سبزيجات پربرگ اشاره كرد. اين مقدار در غذاها وابسته است به محتواي موليبدن در خاك . موليبدن در بدن داراي جذب بسيار خوبي است اما ميزان دسترسي آن تحت تاثير محتواي غذا متفاوت است.

مسموميت :

مسموميت حاصل از موليبدن خيلي بيشتر از كمبود آن است. معمولا اين مسموميت در گله اي از حيواناتي ديده مي شود كه در مزرعه از خا ك هايي تغذيه مي كنند كه حاوي موليبدن با غلظت بالا هستند. با مصرف 15-10 ميلي گرم /روز موليبدن انسان دچار بيماري حاد نقرس مي شوند.

تحقيقات اخير:

تحقيقات نشان داده كه ميزان جذب موليبدن در سبزي های پربرگ خيلي بيشتر از دانه هاي سويا است.


منابع انگليسي
- ASM News & Metal Progress and Advanced Materials, vol.18, No.2. February 1987.
1999. -British Geological Society,
2000. - British Geological Survey,
- Clare P.Marshall, Rhodes W. Firebird, “Encyclopedia of Geochemistry”.
- DANA. 1977. Manual of Mineralogy.
- Glinka. 1981. General Chemistry - Mir Publishers.
Industrial Minerals, January, 2000. –
SEM. 1994. - Industrial Minerals and Rocks, Donald Carr,
1999. -Industrial Minerals, Hand Book III,
-Industrial Minerals, July 2001.
Mineral Facts and Problems, 1985 Edition, Burean of Mines Bulletin 675.
- Mining Magazine, 1988.
N.N.Greenwood, A.Earnshaw, “Chemistry of the elements”.-
- Roskill Information, January 2000.
- Roskill Information, January 1998.
-U.S.Geological survey, 1997.
2000. -U.S.Geological survey, Mineral Commodity Summaries, February
- U.S.Geological Survey, Mineral Commodity Summaries January (1988)
- United States Departments of the interior.
- World Mineral Statistics. 1994-1998.
- World Mining Data (Vienna/Wien2003).
www.ASTDR.com-
www.ngdir.ir-
www.ngdir.ir/plants/pplants/asp-
www.ngdir.ir/sitelinks/environment/index.htm-
www.USGS.com-
منابع فارسي
ـ اديب، عباس، 1370، روشنگري در پزشكي كهنه و نو.
- اسکندري،شيوا، آقانباتي، علي، فتوتي، وحيد، (1380 )،" فعاليت هاي زمين شناسي و اکتشافي انجام شده در استانها و برنامه پنج ساله سوم".
ـ آمار معادن فعال كشور در سال 1378 , مركز آمار ايران , 1379.
ـ آمار فعاليت معادن كشور به تفكيك مواد معدني در سال 1379.
ـ آمار كارگاههاي صنايع معدني و فلزي كشور 1374 , مركر آمار ايران ,. 1375.
- ام.اوانز،‌ انتوني، مر،‌ فريد ، مقدسي، سيدجواد، (1373)،" مقدمه اي بر زمين شناسي کانسنگ ها".
ـ بانك مركزي , آمار اقتصادي.
ـ بررسي ذخاير كانيهاي صنعتي كشور , جلد اول , اسفند 1374.
ـ پرونده هاي معادن فعال و غير فعال ايران در وزارت صنايع و معادن.
ـ تدوين برنامه توسعه بخش كانيهاي صنعتي , بررسي ذخاير و ميزان استخراج كانيهاي صنعتي , جلد 1 , اسفند ماه 1374.
ـ تدوين برنامه توسعه بخش كانيهاي صنعتي , بررسي ذخاير و ميزان استخراج كانيهاي صنعتي , جلد 4, خردادماه 1375.
ـ دفتر آمار و اطلاع رساني وزارت صنايع و معادن , شهريور ماه 1380.
ـ سالنامه آمار بازرگاني خارجي (صادرات و واردات ) سال 1368 تا 1379.
ـ شركت مطالعاتي طرحهاي جامع فلزات ايران, 1374.
- شهاب پور، جمشيد، (1382)، "زمين شناسي اقتصادي"، انتشارات دانشگاه شهيد باهنر كرمان.
- غضبان،‌ فريدون،(1381 )،" زمين شناسي زيست محيطي"، انتشارات دانشگاه تهران.
ـ فرم بررسي گزارش ناظرين (واحدهاي فرآوري ) , طرح نظارت بر امور معدني كشور , وزارت معادن و فلزات سابق.
- قرباني، منصور، (1381)، " ديباچه اي بر زمين شناسي اقتصادي ايران ".
- كريم پور، محمد حسن، سعادت، سعيد،(1381)،"زمين شناسي اقتصادي كاربردي"، نشر مشهد.
- كريم پور ـ محمد حسن، 1378، کاني ها و سنگ هاي صنعتي ، نشر مشهد.
ـ گزارش عملكرد واحدهاي صنايع فرآوري مواد معدني , صنايع فلزي و واحدهاي خدماتي تحت پوشش وزارت صنايع و معادن, 1379.
ـ گزارش كارآموزي , دانشكده معدن و متالوژي دانشگاه صنعتي امير كبير ( برگرفته از گزارشات داخلي شركت )1377.
ـ مجموعه مقالات سومين سمپوزيوم معدنكاري ايران (30 ارديبهشت ـ 4 خرداد سال 1370).
ـ محمدي , مهين , 1372 , كاني شناسي غير سيليكاتها , انتشارات دانشگاه پيام نور.
- ميسون،‌ برايان، کارلتون ب، مر، مر، فريد، شرفي، علي اصغر، (1370)، " اصول ژئوشيمي، انتشارات دانشگاه شيراز ".
ـ نشريه علوم زمين , بهار 1371,سال اول , شماره 3.
- ويلهم ولمر، فردريک، يعقوب پور،‌ عبدالمجيد، (1373)، " ارزيابي اقتصادي در اکتشاف".