مولیبدن چیست؟

اين عنصر در سال 1778 توسط Carl Wilhelm Scheele دانشمند سوئدي كشف شد اما تا چند سال پس از آن، موليبدنيت تنها در حد آزمايشگاهي کار مي شد. نخستين كاربرد اصلي موليبدن در جنگ جهاني اول بود. در آن زمان موليبدن به فولاد افزوده مي شد و نتيجه آن توليد فولادهاي مقاوم در حرارت هاي بالا بود كه در زره پوش ها و موتور هواپيماها استفاده مي شد.
اصلي ترين منبع موليبدنيت در قرن 19 معدن knaben در نروژ بود. در اين معدن موليبدنيت بطور دستي تغليظ مي شد. هم زمان با جنگ جهاني اول تقاضاي موليبدن افزايش يافت و رشد سريع معدن كليماكس نمي توانست به تنهايي نياز جنگ را برآورده سازد. در آن زمان فرايند فلوتاسيون كفي جهت تغليظ كانه ها جايگزين روشهاي دستي شده بود.
اگر چه بعلتي ناگهان معدن كليماكس پس از جنگ جهاني اول بسته شد اما اين معدن در سال 1924 پس از توسعه كاربردهاي زمان صلح موليبدن، بويژه در صنعت خودرو، بازگشايي شد. تقاضا جهت موليبدن با توسعه كاربردهاي جديد شيميايي و متالورژيك اين عنصر، كه بيشتر توسط تحقيقات شركت موليبدن كليماكس انجام مي شد، بطور پيوسته رشد نمود.
در سال 1933 شركت آناكوندا Anaconda در شعبه cananea در مكزيكو فرآيندي را جهت فلوتاسيون انتخابي موليبدنيت از كانه هاي پورفيري مس توسعه داد. شركت مس kennecott بلافاصله در معدن يوتا از اين روش استفاده نمود. اين تكنولوژي سپس تا شيلي گسترش يافت و در معادن ال تنينته El Teniente (مربوط به شركت kennecott) و چوكي كوماتا (متعلق به شركت آناكوندا) استفاده گرديد. بدين ترتيب عصر توليد موليبدن بعنوان محصول فرعي مس آغاز گرديد.
در طول جنگ جهاني دوم ايالات متحده در حدود 90 درصد موليبدن مصرفي دنيا را تأمين مي نمود. بيشتر موليبدن در حين اين سالها از معدن كليماكس در توازن يا معادن يوتا (شركت kennecott ) و كواستا (شركت molycorp) بدست مي آيد. ساير كشورهاي بزرگ توليد كننده موليبدن شيلي، مكزيك و نروژ بودند.
شركت موليبدن كليماكس با گشايش معدن هندرسون ( نزديك امپاير در كلرادو ) در سال 1976 ظرفيت خود را دو برابر كرده و در دهه 1980 به بزرگترين توليد كننده جهان غرب بدل گشت. توليد مكزيك و نروژ همچنان ناچيز بود، اما توليد جانبي ارزان تر موليبدن در شيلي و ايالات متحده رشد يافت و معدن Endako و ساير معادن كانادا شروع به توليد موليبدن نمودند. در سال 1977 توليد جهاني موليبدن از مرز 106 × 200 گذشت. در طول سالهاي پاياني دهه 1970 قيمت بالاي موليبدن شركت ها را به گشايش معادن جديد و توسعه فناوري هاي توليد جانبي موليبدن ترغيب نمود.
توليد جانبي موليبدن تنها توان اقتصادي در تجارت موليبدن بود. در اين سالها شركت موليبدن كليماكس معادن زيرزميني خود را در كليماكس تعطيل نمود اما اين شركت همچنان به همراه معدن هندرسون و معدن روباز كانه كليماكس قبرس و چهار معدن ديگر بزرگترين توليد كنندگان موليبدن بودند. ساير توليدكننده هاي مهم از جهان غرب عبارت بودند از چوکي كوماتاي شيلي (متعلق به شركت codelco)، معدن انداكو (متعلق به placer) در كانادا، معدن لاكاريداد در مكزيكو و معادن cuajone و Toquepala در پرو. در طول سالهاي انتهايي دهه 80 متوسط سالانه توليد و مصرف جهاني موليبدن 106 × 200 – 180 پوند بود ( 80000 تا 90000 تن ).
اما مواد مركب آن مي‌توانستند به صورت آزاد درطبيعت يافت شوند، تا اين كه در اواخر قرن 18 با مواد مركب ساير عناصر مانند كربن و يا سرب بهم مي‌ريزند.
در سال 1778، Carl Wilhelm Scheele قادر به تشخيص و جداسازي موليبدن از گرانيت و سرب و بالاخره جدا سازي اکسيژن از موليبدنيت Mno2 شد. در سال 1782، Hjelm قادر به جداسازي و استخراج ناخالص فلز به وسيله احياي اكسيد با كربن شد.
پس از آن يك شركت فرانسوي به نام Schneider و همكاران، سعي كردند كه موليبدن را به عنوان يك عامل آلياژي درصفحه پوششي به همراه خواص مفيد آن ثبت کنند.

تگ های پسـت